دختری آسیبدیده از گذشتهای تاریک در برلین، در مسیر فرار از هنجارهای خانوادهی سختگیرش، ناخواسته با پروندهی محرمانه مردی گره میخورد که خود اسیر کابوسهای خونین گذشته است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
khanehamn end.PDF
رها خلج، دختری بیست و شش ساله و دانشجوی حقوق است که پس از گذراندن کودکی پرالتهاب و تاریک خود در برلین، اکنون با پدربزرگ و مادربزرگ سختگیرش در ایران روزگار میگذراند. او که همواره در تلاش است تا از گذشتهی پر از ترس و تنهایی خود فرار کند، در هنجارشکنیهای پنهانی مانند پوشیدن لباس پسرانه و دوچرخهسواری شبانه به دنبال آرامش میگردد. اما این فرار موقت، او را با دردسرهای تازهای روبرو کرده و پای او را به دستگیری توسط گشت ارشاد و تحقیرهای بیشتر در خانواده میکشاند. در سوی دیگر داستان، محمدحسن، مردی جوان و درگیر با پروندهای امنیتی و محرمانه حضور دارد که هنوز با کابوسهای وحشتناک و خونین کودکیاش در دهه شصت دستوپنجه نرم میکند. ذهن خسته محمدحسن میان وظیفه سنگین کاری که از سوی سازمان به او محول شده و خاطرات تلخ گذشته سرگردان است. دست تقدیر قرار است مسیر زندگی رهای منزوی و آسیبدیده را با دنیای پرمخاطره و پیچیده محمدحسن پیوند دهد. تقابل دنیای تاریک رها که از سایه آدمها میگریزد، با ماموریت خطیر مردی که خود اسیر گذشته است، روایتی پرکشش از رازها و ترسها خلق میکند. این تلاقی پرماجرا، مخاطب را در تعلیقی عمیق برای کشف پناهگاهی حقیقی در میان طوفانهای زندگی این دو قهرمان رها میکند.
تکه اول:
یک روزهایی پشت شیشه اتاق زیر شیروانی منزل آقای رومن در برلین می ایستادم و زل میزدم به بازار میوه و تره بار و رویا می بافتم. آن وقت ها دوست داشتم سیندرلا باشم یکی از همان پیراهنهای تورتوری و پفی را بپوشم و وسط یک سالن بزرگ و شلوغ بچرخم و تورهای دامنم موج بگیرد. لبخندهای اشرافی بزنم و به همه دنیا بفهمانم که این منم رها؛ دخترکی که از اوج ترسهایش به سمفونی نور رسیده بود.
تکه دوم:
وقتی نتوانی حرف بزنی و از خودت دفاع کنی، حس آدمی را خواهی داشت که زیر آب در حال خفگی ست. حکایت من بود؛ وقتی افسر نگهبان ورقه تعهدنامه را مقابلم گذاشت و خواست امضایش کنم خیس و غمزده نگاهش کرده بودم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید