کوچه دلگشا

از {{model.count}}
880,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

مرگ غیرمنتظره مادربزرگ، دختر جوانی به نام مهتاب را وادار می‌کند تا پس از ده سال فرار، با رازهای سر به مهر خانواده، عشق‌های قدیمی و گذشته‌ای پرالتهاب در کوچه دلگشا روبرو شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

delgosha50.PDF

روایتی عمیق و پرکشش از رویارویی با گذشته‌ای است که هرگز فراموش نمی‌شود. مرگ ماه مامانی، مادربزرگ و ستون اصلی خانواده، مهتاب را پس از ده سال انزوا به بطن هیاهوی اقوام و خاطرات سرکوب‌شده‌اش در خانه قدیمی بازمی‌گرداند. مهتاب که سال‌ها در پناه این زن مقتدر زندگی کرده است، اکنون در میان بوی حلوا، گلاب و کافور، مجبور به مواجهه با تمام کسانی است که روزگاری از آن‌ها گریخته بود.
بازگشت خواهرش ماهرو پس از سال‌ها دوری، حضور سنگین مردانی چون بهنام و رامین از گذشته‌های دور و سایه پررنگ پدر سخت‌گیرش، روح خسته او را در میان دیوارهای این خانه قدیمی به چالش می‌کشند. کوچه دلگشا برای مهتاب تنها یک مکان نیست، بلکه هزارتویی از رازها، عشق‌های پنهان، حسرت‌های ناگفته و کینه‌های قدیمی است که حالا با این فقدان بزرگ دوباره جان گرفته‌اند.
در میان مراسم عزاداری، زمزمه‌های وصیت‌نامه و مرور خاطرات تلخ و شیرین دهه شصت، رویارویی اجتناب‌ناپذیر قهرمان قصه با گذشته‌اش رقم می‌خورد. آیا مهتاب می‌تواند از زیر بار سنگین این خاطرات رها شود و راهی به سوی آینده پیدا کند، یا برای همیشه در سایه اتفاقات و آدم‌های این کوچه باقی خواهد ماند؟ این رمان با نثری روان و فضاسازی‌های نوستالژیک، مخاطب را تا انتها با خود همراه و کنجکاو نگه می‌دارد.

1

پاهای لاغر ماه مامانی را می‌بینم. کنارش یک جفت پای دیگر هم هست که جلو می‌آید. جوراب‌های او هم سیاه‌ند. عطرش توی دماغم می‌پیچد. بوی دارچین می‌دهد. سرم را بالا می‌آورم. نفس ندارم. نگاهم می‌کند و بعد دست‌هایش را بلند می‌کند. حال ندارم. مرا توی بغلش می‌کشد و بغضش دوباره و بلندتر آب می‌شود. دستم از پهلوهایش بالاتر نمی‌آید. یک جایی بند کرده‌ام به چادر و مانتوی سیاهش. او هق می‌زند و من تکان نمی‌خورم؛ اما یک چیزی بین‌مان است. یک تکان اضافه انگار. چشم‌هایم را محکم می‌بندم و دماغم را دارچین پر می‌کند.
:2

جمعه‌ای در پاییز بود. اگر هنوز در مدرسه سابقم بودم می‌توانستم تا آخر شب برای خودم برنامه بریزم. از یک حمام پر و پیمان یک ساعته با آب داغ و کوتاه کردن ناخن گرفته تا اتو کردن با سلیقه روپوش مدرسه و بعد هم با ولع تماشای قصه‌های مجید و خندیدن به حماقت‌های آن پسری که گاهی دیدن کارهای ساده لوحانه‌اش مرا به خودم امیدوار می‌کرد؛ اما تکالیف تیزهوشان آن قدر زیاد و سنگین بود که جایی برای سرخوشی به من نمی‌داد.

نویسنده
آزیتا خیری
ناشر
علی
شابک
9789641933076
قطع
رقعی
سال انتشار
1397
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
هفتم
میزان فروش تا کنون
3500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
550 گرم
تعداد صفحات
550 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...