تقاطع دردناک کابوسهای مردی سرگردان در وین و رازهای تاریک گذشتهی خبرنگاری جوان در تهران، پرده از هویتی پنهان و جنایتی مدفون در دل تاریخ برمیدارد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید
narenji.PDF
حافظ، مردی سرگردان در خیابانهای وین است که همواره با کابوسهای وحشتناک مرگ و شکنجه دختری دوازدهساله به نام نوریه در تکریت دست و پنجه نرم میکند و پس از مرگ همدم همیشگیاش، ماریه، بیش از پیش در تاریکی و انزوای گذشته فرو رفته است. در سوی دیگر داستان و در تهران، رعنا، خبرنگار جوان و پرکاری که درگیر پوشش اخبار توافقات و مصاحبههای سیاسی است، با حملات عصبی و ترسهای ریشهدار گذشتهاش مبارزه میکند. او که در پناه حمایتهای عمویش، فخرالدین، روزگار میگذراند، در تاریکی شبها هویتی پنهان و پر از درد را فریاد میزند و خود را نوریه مینامد. فخرالدین نیز که سالها پیش عشق جوانیاش را به دلیل مخالفتهای برادر بزرگترش، شرفالدین، از دست داده، حالا با تمام توان سعی در محافظت از رعنا دارد. همزمان، برادر دیگرشان شهابالدین، رازی بزرگ از سالهای ابتدایی جنگ را با خود حمل میکند؛ شبی که در جادهای متروک با دختری آشفته و مرموز روبهرو شد. سرنوشت این شخصیتها در هالهای از رازهای سر به مهر، زخمهای کهنه، و هویتهای گمشده به هم گره خورده است و مخاطب را برای کشف پیوند میان حافظ، رعنا و رازهای خانواده بزرگنیا به دل قصهای معمایی میکشاند.
1
پیش خدمت بدون سوال برایش قهوه آورد. عادات آنها را خوب می شناخت. سالها بود که مشتری اش بودند دو سرگردان و محزون که پشت همین میز مینشستند و بدون حرف با نگاهی که میخ خیابان بود، در سکوتی تلخ گذشته شان را میان جرعه های قهوه مزه مزه می کردند. دستش دور فنجان خاکستری حلقه شد.
2
یقه بارانی سیاهش را بالا زد دستهایش را در جیبش گذاشت و مچاله در آن لباس گرم با نگاهی سنگی و بی حالت به راه افتاد. جلوتر جوانی یک پایش را به دیوار زده و گیتار میزد قاب خالی گیتارش پر از اسکناس و سکه بود. حافظ چند قدم مانده به او لحظه ای ایستاد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید