دختری جوان در بحبوحه اسبابکشی به خانهای جدید و دوری موقت از والدینش، چمدانی قدیمی را مییابد که راز سر به مهر هویت پدر واقعیاش را پس از سالها فاش میکند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
tabehe2(1).PDF
ریحانه دختری جوان و پایبند به اصول خانواده است که پس از شرکت در آزمون کنکور، خود را برای گذراندن تابستانی آرام آماده کرده است. اما فروش خانه قدیمی و پرخاطره کودکیاش و نقل مکان اجباری به یک آپارتمان جدید در شمیران، تمام برنامههای او را دگرگون میکند. رفتن ناگهانی پدرش به ماموریتی طولانی در خارج از کشور و سفر مادرش به شمال، ریحانه و برادر نوجوانش را در محیطی ناآشنا تنها میگذارد. در میان این آشفتگیها و تلاش برای تطبیق با شرایط زندگی آپارتماننشینی، پیدا شدن اتفاقی یک چمدان قدیمی متعلق به عمو احمد، حقایق پنهان و تکاندهندهای را از گذشته به میان میکشد. عکسی قدیمی در این چمدان به همراه وسایلی مقدس و دستنخورده، نشان میدهد مردی که ریحانه سالها او را عموی شهید خود میپنداشته، در واقع پدر واقعی اوست. اکنون قهرمان داستان در تقاطع روزهای حساس جوانی و تغییرات بزرگ زندگی، باید با هویت واقعی خود و رازهایی که سالها در سینه خانواده حبس شده بود روبرو شود. این کشف ناگهانی، دنیای امن ریحانه را به لرزه درمیآورد و او را در مسیر جستجوی حقیقتی قرار میدهد که تمام گذشتهاش را زیر سوال میبرد. آیا او میتواند با گذشتهای که ناگهان بیدار شده است، کنار بیاید؟
تکه اول
برای آخرین بار به حیاط برگشتم و خوب دور و برم را نگاه کردم بغضی غریب گلویم را فشرد و خاطرات تلخ و شیرین نه چندان دوری به ذهنم هجوم آورد. دیگر نه حوض بزرگ وسط حیاط پر از آب و ماهی قرمز بود؛ نه خبری از گلدانهای شمعدانی عزیز جون که سر تا سر تراس طبقه ی اول، پشت هم ردیف بودند.
تکه دوم
تا حالا این وسایل را به کسی نشان نداده بودم. حتی در موردش هم با کسی صحبت نکرده بودم. این وسایل برای من تقدس خاصی داشت که دوست نداشتم هر کسی به آنها دست بزند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید