وقتی آرام برای نگهداری از مادر مریضی که سالهاست قادر به حرف زدن نیست، دایه قدیمیاش گیتی را راضی به بازگشت میکند، همزمان با تحمل فشارهای روحی و تنهایی، با نشانه و خبری مواجه میشود که مسیر جستوجویش برای یافتن «همنفس» و گذشتهی از دسترفتهاش را تغییر میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
yarghadi.PDFفه خزلی
داستان دربارهی دختری به نام آرام است که با وجود مشکلات فراوان، مسئولیت نگهداری از مادر بیمار و سکوتکردهاش را بر عهده دارد. او برای اینکه در این مسیر تنها نماند، پس از تلاش زیاد، گیتی (دایهاش) را راضی میکند تا برای زندگی پیش آنها بیاید. آرام در ظاهر دختری شاد و پرانرژی است که به تدریس پرداخته و با اطرافیانش شوخی میکند، اما در باطن، شش سال است که رخت عزای دلش را بیرون نیاورده و غمی بزرگ را درون خود میریزد. تمام ذهنو روح آرام درگیر عکسی قدیمی و خاطرات شخصی به نام «همنفس» است که به طرز دردناکی از او دور شده است. دایه گیتی که نگران افول روحیه و چروک شدن چشمان آرام از فرط غصههاست، سعی میکند او را به خودش بیاورد و از زندگی در گذشته بازدارد. در این میان، امیرحسین (از آشنایان و پیگیران احوالش) پیامی از سردبیر یک روزنامه میآورد که آگهی آرام را دنبال میکرده است. افشای این خبر که نشانهای از یک قبر پیدا شده است، شوک سنگینی به آرام وارد میکند. حالا او در میان باران و تنهایی، باید با حقیقت تلخی که سالها از آن میترسیده روبهرو شود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید