معلمی جوان و خوشخیال به نام زینب خجسته برای تدریس به روستایی عجیب میرود، اما برای بقا در آنجا باید با شاگردی سرکش و به شدت باهوش که تمام قوانین مدرسه و روستا را به سخره میگیرد، مبارزه کند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
poshtkoh.PDF
در روستایی دورافتاده اما سرسبز و زیبا به نام پشت کوه، هیچ معلمی بیشتر از یک ماه دوام نمیآورد و همه با پشیمانی پا به فرار میگذارند. اما این بار قرعه به نام زینب خجسته میافتد؛ معلمی جوان، مهربان و بسیار خوشخیال که از امکانات رفاهی و استقبال گرم اهالی روستا در روز اول غرق در شادی میشود و شکست معلمهای پیشین را غیرقابل توجیه میداند. با این حال، رویای شیرین زینب در همان اولین روز تدریس با دیدن یک خروس سر بریده در وسط کلاس به کابوس تبدیل میشود. او خیلی زود درمییابد که با کلاسی معمولی روبهرو نیست، بلکه باید با پسری نوجوان، به شدت باهوش، حاضرجواب و قانونشکن به نام کوهان پشتکوهی دست و پنجه نرم کند که تمام قوانین و نظم مدرسه را به بازی میگیرد. از تماشای مسابقه فوتبال در کلاس و به راه انداختن بساط صبحانه در زنگ ریاضی گرفته تا برپایی مراسم عزاداری خارج از موعد، کوهان با منطق عجیب و حمایتهای نامرئی مردم و پدر قدرتمندش، زینب را تا مرز جنون پیش میبرد. تقابل این معلم شهری بافرهنگ با رسوم و قوانین نانوشته این روستا، ماجراهایی سراسر طنز و شگفتی خلق میکند. آیا زینب خجسته میتواند با روشهای مسالمتآمیز این شاگرد سرکش را رام کند و طلسم فرار معلمها را بشکند، یا او نیز به زودی با گفتن جمله تکراری تسلیم اهالی روستا خواهد شد؟.
1
آب و هوای خوب روستا باعث شد تا تعداد داوطلبینی که برای تدریس پیدا میشدند تقریبا زیاد باشد ولی گویا مشکلی آنجا وجود داشت که هیچ معلمی بیشتر از یک ماه دوام نمیآورد و با گفتن جمله بسیار تکراری غلط کردم به شهر خود باز میگشت.
2
این که کسی فکر کند میتواند به این بچه نظم و قانون یاد بدهد بیشتر به یک جوک شبیه است، تلاشم را کردم که بتوانم برنامهریزی درستی برایش بنویسم ولی او هر بار بهانهای میآورد و مرا وامیداشت که تجدید نظر کنم و بالاخره خسته شدم و او را به حال خود رها کردم و از کلاس خارج شدم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید