نامت را می بوسم(طوبی)

از {{model.count}}
1,400,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

جوانی شرافتمند که با اتهام سرقت شغلش را از دست داده، پیش از اعزام به سربازی عشق پنهانش را ابراز می‌کند؛ اما در پادگان اسیر کابوس‌های مرموزی می‌شود که سرنوشتش را به چالش می‌کشد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

namatra.PDF

عماد، جوانی شریف و غیرتمند است که پس از فقدان پدر، تمام بار مسئولیت مادر پیر و خواهرش را با تلاشی شبانه‌روزی به دوش کشیده است. او در گیرودار سختی‌های طاقت‌فرسای زندگی، سال‌هاست که دل در گرو عشق مریم، دختر محجوب همسایه دارد. با این حال، دستان خالی و غرور مردانه‌اش همواره سدی محکم در برابر ابراز این علاقه پنهان بوده‌اند. درست در روزهایی که عماد برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر می‌جنگد، یک اتهام ناروای سرقت در محل کار، آبروی چندین ساله‌اش را نشانه می‌گیرد و او را با تلخی از کار بی‌کار می‌کند. در میان این بحران‌ها و با فرا رسیدن زمان اعزام به خدمت سربازی در کسوت معلم، عماد مجبور به ترک شهر می‌شود. پیش از رفتن، او سرانجام قفل سکوت را می‌شکند و از مریم می‌خواهد تا برای سروسامان گرفتن اوضاع منتظرش بماند. اما این تازه آغاز ماجراست؛ عماد در پادگان با کابوس‌های شبانه‌ای از یک دختر غریبه احاطه می‌شود که آرامش را از او می‌گیرد. آیا عماد می‌تواند از زیر بار سنگین تهمت‌ها کمر راست کند، راز کابوس‌هایش را بگشاید و عشق مریم را برای همیشه حفظ کند؟

1
طنین صلوات فضا را پر کرد و بیش از پیش حس مرگ و درد را در وجود همه ریخت. سرش را روی پارچه سیاهی گذاشت که سرتاسر قبر را فرا گرفته بود و شانه‌هایش نیز به تبعیت از چشمانش گریست. عطر گلاب و حلوا که در مشامش پیچید، عریان بودن واقعیتی را بر او محرز کرد که عزیزش پس از این به خاکی سرد تعلق دارد.
2
دریای پر تلاطم درونش آرام شد. پسر همسایه با چشمان یاغی‌اش بالاخره حرف از دلش زده بود. بغض داشت و دست خودش نبود؛ چشمانش نافرمانی می‌کرد. هیچ‌گاه از سوی عماد حبیبی دیده نشده بود؛ هرچه بود حمایتی برادرانه بود و بس. چه شب‌ها که از نداشتنش گریسته و چه روزها جلوی فرشته دستش رو شده بود. چقدر جلوی برادر خود نقاب بی‌تفاوتی بر چهره زده بود تا رگ غیرت برادرش برای او بلند نشود.

نویسنده
فاطمه پورعباسی(طوبی)
ناشر
آرینا
شابک
9786009226702
قطع
رقعی
سال انتشار
1397
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
900 گرم
تعداد صفحات
882 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...