دختری جوان برای فرار از یک ازدواج اجباری و پدری معتاد، به دل شب پناه میبرد و ناخواسته وارد زندگی مردی ثروتمند و مرموز میشود که خود اسیر دردهای گذشته است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
pedar10.PDF
عسل، دختر هفدهساله و زیبایی است که در گرداب فقر و تاریکی اعتیاد پدرش گرفتار شده است. پدر بیرحم او برای تامین هزینههای مواد مخدر، قصد دارد تنها دخترش را در ازای پول به مردی ثروتمند، پست و منفور به نام کیومرث بفروشد. عسل که آیندهی خود را در آستانهی تباهی مطلق میبیند، در شبی تاریک و پر از وحشت، تصمیم به فرار از خانه میگیرد تا سرنوشت دیگری برای خود رقم بزند. او در کوچههای ناامن و خلوت شهر، در حالی که از دست اراذل خیابانی میگریزد، به طور تصادفی در خودروی مردی جوان، ثروتمند و منزوی به نام پارسا پناه میگیرد. پارسا که خود با زخمهای عمیق گذشته و فقدان خانوادهاش دستبهگریبان است، با دیدن معصومیت و بیپناهی عسل، تصمیم میگیرد موقتا به او کمک کند. این پناهگاه موقت، سرآغاز ورود عسل به دنیای کاملا جدیدی از ثروت، عمارتهای بزرگ و آدمهای ناشناخته میشود. آیا فرار از دست پدر بیرحم، پایان دردهای این دختر جوان است یا در عمارتهای پر زرقوبرق بالای شهر، رازها و چالشهای خطرناکتری در انتظار اوست؟
1
به محض پا گذاشتن به کوچه ترس عجیبی بر دلش چنگ انداخت از آن همه سکوت و تاریکی به وحشت افتاد و خواست دوباره به خانه بازگردد اما تصور چهره ی کریه و چشمان دریده ی کیومرث و فردا که باید به همسری او در می آمد او را بر تصمیمی که گرفته بود مصمم نمود به سرعت طول باریک کوچه را دوید.
2
عسل در حال دویدن فقط به اطرافش نگاه میکرد شاید کسی را برای کمک می یافت؛ اما در آن موقع از شب چنین خیالی محال بود دیگر توانی برای دویدن در خود نمی دید به داخل کوچه ای که به آن رسیده بود پیچید و خود را پشت یکی از اتومبیل های پارک شده در اطراف پنهان نمود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید