ژیوار

از {{model.count}}
1,100,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

سفر پرماجرای پریسان و همسرش به همراه دوستانشان، پرده از رازهایی برمی‌دارد که عشق آتشین آن‌ها را به سردترین روزهای یک زندگی مشترک و تصمیمی ویرانگر می‌کشاند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید

zhivar.PDF

پریسان زنی جوان و پرشور است که پس از یک سال زندگی مشترک با مسیح، درگیر تضادهای درونی و کشمکش‌های پنهانی می‌شود. او که روحیه‌ای آزاد و رها دارد، از هرگونه تحکم و باید و نباید گریزان است و همواره تلاش می‌کند در برابر خواسته‌های همسرش استقلال خود را حفظ کند. با وجود عشق آتشین و روزهای شیرین ابتدای ازدواج، پافشاری مسیح بر روی عقاید خاصش و مقاومت پریسان، رفته‌رفته فاصله‌ای خاموش میان آن‌ها ایجاد می‌کند. در این میان، دعوت از دوستانشان برای یک مهمانی شام و برنامه‌ریزی یک سفر غیرمنتظره به کیش، نقطه عطفی در روابط آن‌ها رقم می‌زند. در حالی که به نظر می‌رسد این سفر تفریحی می‌تواند مرهمی بر خستگی‌ها و اختلافات پنهان آن‌ها باشد، رفتارها و واکنش‌های سرد اطرافیان خبر از طوفانی زیر خاکستر می‌دهد. سه سال بعد، پریسان در خانه‌ای تاریک و سرد، با قلبی شکسته و روحی خسته، تاوان تصمیمات گذشته‌اش را پس می‌دهد و مسیح با بی‌تفاوتی محض او را به رفتن ترغیب می‌کند. چه رازی در آن سفر نهفته بود و چه اتفاقی عشق پرشور آن‌ها را به این ویرانی کشاند؟

1
مثل بودن وسط جهنم بودن وسط شعله های سرخ و سوزان آتیش داشتم میسوختم همه چیز داشت می سوخت. مثل دیروز مثل همیشه می سوختم از آتیشی که خودم با پای خودم واردش شدم، می سوخت از آتیشی که ناخواسته توی وجودش به پا کردن بدون این که حق انتخابی داشته باشه. دستم رو میذارم روی معده ی دردناک و ملتهبم. معده ای که سوزشش خیلی عمیقه و از شدت درد چشمام رو بیشتر روی هم فشار میدم هر چند بعضی وقتها حس میکنم این معده ام نیست که می سوزه این قلبمه که این جور میسوزه و هر ثانیه بیشتر از قبل به آتیش کشیده میشه.
2
مثل همیشه کامل بی نقص زیبا و دل فریب بود. موهای لخت و زیتونی اش زیبایی دورش ریخته و صورت عروسکی اش را قاب گرفته بود. از همین فاصله هم میتوانست برق چشمان زیبایش را ببیند برقی که او را گرفتار خود کرده و هر لحظه دلش را بیشتر از قبل می لرزاند و بی تاب میکرد. دیگر توان ایستادن و نگاه کردنش را نداشت خوب می دانست که حالا تحمل این فاصله ی چند متری را هم ندارد. آرام نزدیک شد.

نویسنده
فرزانه فرخ پور
ناشر
علی
شابک
9789641932741
قطع
رقعی
سال انتشار
1397
تیراژ
500 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
670 گرم
تعداد صفحات
664 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...