طراح جوانی با پوشش سنتی چادر، وارد دنیای پر زرق و برق و مدرن لباس شب میشود تا در برابر قضاوتهای بیرحمانه و رئیس مغرورش، استعداد بینظیر خود را به اثبات برساند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب ، فایل زیر را دانلود کنید
sarkesh.PDF
متین السادات موحد دختری چادری و طراح لباس است که در یک خانواده سنتی و بدون حضور پدر زندگی میکند. او برای کمک به مخارج خانواده و تأمین هزینه کلاس کنکور خواهران دوقلویش، وارد یک شرکت بزرگ طراحی مد و لباس شب به نام پرند میشود. فضای این شرکت کاملاً آزاد و با پوشش و عقاید متین در تضاد کامل است. مازیار ابریشمچی، رئیس جوان و مغرور بخش پرارین، از همان برخورد اول تواناییهای متین را صرفاً به دلیل ظاهر متفاوتش زیر سؤال میبرد و او را تحقیر میکند. مازیار به صراحت بیان میکند کسی که از دنیای مد فاصله دارد و دور خود حصار کشیده، نمیتواند طرحهای خلاقانهای ارائه دهد. علاوه بر این، بوی عطر تند مازیار باعث تشدید بیماری آسم متین میشود و تقابل این دو را از همان ابتدا پررنگتر میکند. با این حال، متین دختری نیست که تسلیم نگاههای سنگین و قضاوتهای ناعادلانه شود. او تصمیم میگیرد در این رقابت نابرابر بماند و با تکیه بر استعدادش، خود را به همگان ثابت کند. او با تلاش شبانهروزی سعی میکند در مهمترین داوری شرکت برای طراحی لباسهای فصل، طرحهایی بینظیر ارائه دهد. این داستان روایتی پرکشش از تقابل دو دنیای کاملاً متفاوت و تلاش جسورانه یک دختر برای شکستن کلیشههای رایج است. آیا متین میتواند در برابر این فشارهای روانی، موفقیت خود را در این دنیای بیرحم تضمین کند؟
1
از پله های مارپیچ بالا میریم و از یه در بزرگ شیشه ای عبور میکنیم حسی که اون لحظه دارم اینه که انگار از به دیوار آکوستیک رد شدم و درست پاگذاشتم وسط میدون انقلاب. آدمهایی که از این اتاق به اون اتاق میرن طاقه های پارچه ی تلنبار شده ی گوشه ی سالن از همه مهم تر آهنگ تند و تیزی که از دستگاه صوت پخش میشه باعث میشه از این همه شور و سرزندگی به وجد بیام و بی اختیار لبخند می زنم. برخلاف آرامش و سکوت مزخرف روز پیش این بخش شرکت سراپا شوره.
2
موقع خوردن چای با دیدن شوخیهای مرضیه و خنده های از ته دل راضیه و نگاههای عاشقونه ی مادرم به سه تا جوجه اش مصمم تر میشم خودی نشون بدم برای این که خودم رو اثبات کنم نه به ابریشم چی که ذره ای درک نداره که زیباشناختی ربطی به چادر نداره بلکه به خودم به خودی که توی این چند سال خیلی وقت ها به خاطر نوع پوششم تحقیر شدم خیلی وقت ها به خاطر اعتقادم از خیلی چیزها محروم موندم من معارف نخونده بودم که همه ی آدم های دورم مثل خودم باشن من طراحی لباس خونده بودم رشته ای که تنها چادری ورودی هامون بودم و شاید تنها چادری دانشگاه که تا آخرش چادری موند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید