سهم من از بودن تو

از {{model.count}}
1,000,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختر دانشجویی به نام ریحانه برای فرار از تباهی خانواده ناپدری‌اش تلاش می‌کند آینده‌ای مستقل بسازد، اما گرفتار عشق بیمارگونه و کنترل‌گر برادر ناپدری‌اش می‌شود که حاضر است برای تصاحب او دست به هر خشونتی بزند.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

sahmeman.PDF جلد

داستان دختری جوان و دانشجو به نام ریحانه روایت می‌شود که در تلاطم یک زندگی سخت و پر از آسیب، برای یافتن هویتی مستقل و آینده‌ای روشن مبارزه می‌کند. او با مادری ستم‌دیده و ناپدری‌ای بی‌بندوبار به نام عزت زندگی می‌کند که خانه را به محیطی ناامن و پر از تنش تبدیل کرده است. در این میان، بزرگ‌ترین مانع ریحانه برای رسیدن به آرامش، برادرِ ناپدری‌اش، عطا است. عطا مردی بیکار، پرخاشگر و به شدت شکاک است که با نگاهی مالکانه و بیمارگونه، سایه سنگین خود را بر تمام لحظات زندگی ریحانه انداخته و با هرگونه پیشرفت و استقلال او، از جمله درس خواندن و کار کردن، مخالفت می‌کند. ریحانه که به هیچ وجه حاضر به پذیرش این عشق تحمیلی و زندگی در منجلاب خانواده ناپدری‌اش نیست، تلاش می‌کند با کار پاره‌وقت در یک کتابخانه، راهی برای رهایی بیابد. اما عطا با رفتارهای جسورانه و خشمگینانه خود، هر روز حلقه محاصره را بر او تنگ‌تر می‌کند و حتی او را مورد آزار فیزیکی قرار می‌دهد. تقابل اراده محکم ریحانه برای فرار از این سرنوشت تاریک و پافشاری خفقان‌آور عطا برای تصاحب او، فضایی پرالتهاب و نفس‌گیر می‌سازد. آیا ریحانه می‌تواند با دست‌های خالی از این قفس ویرانگر بگریزد، یا در نهایت تسلیم جبر تلخ زندگی و خواسته‌های بی‌رحمانه اطرافیانش خواهد شد؟

1

 هیچ وقت از نگاه های خیره اش خوشم نمی آمد. از سخت گیری ها و بدبینی هایش چه زجری میکشیدم که مادرم و شوهرش قصد داشتند مرا به او بدهند ما را نامزد میدانستند و دست او را برای دخالت در کارهای من بسیار باز گذاشته بودند. من اما ذره ای علاقه به او نداشتم به فکر درس خواندن و ادامه ی تحصیل بودم و میخواستم به هر قیمتی شده درسم را ادامه دهم تا بتوانم مسیر زندگی ام را عوض کنم من نمیخواستم مثل مادرم بازنده باشم.

2

صدای خنده ی مستانه‌شان در میان آوای ساز و آوازی که بر پا بود گنگ تر به گوش میرسید با این حال سکوت نیمه شب را می شکست دقایقی بود از پشت پنجره به تماشای سایه ی رقصندگی زنی ایستاده بودم که در میان این دسته مردان، قمارباز بی پروا و بی شرمانه خودش را می فروخت.

نویسنده
مریم حسینی/سمیره حسینی
ناشر
علی
شابک
9789641933045
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
جلد500
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
500 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
750 گرم
تعداد صفحات
732 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...