دختری بیگناه که تاوان تصادفی مرگبار را به جای عشق خیانتکارش پس میدهد، بیخبر از همهجا هدف انتقام بیرحمانه مردی قرار میگیرد که نامزدش را در همان حادثه از دست داده است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
shahtot 50.PDF
آیلین رضایی، دختری محجوب و آرام، در پی یک حادثه رانندگی شوم و اعتماد به عشقی دروغین، خود را در جایگاه متهم به قتل غیرعمد میبیند. او که با وعدههای توخالی امیرمحمود، پسر ثروتمند و مغرور، فریب خورده و تقصیر این حادثه دلخراش را به گردن گرفته است، روزهای تاریک و تلخ زندان را تجربه میکند. در همین ایام دشوار، مادر مهربانش را از دست میدهد و پایههای خانواده کوچکش از هم میپاشد. پس از آزادی، آیلین با دنیایی سرد و بیروح، پدری پیر و درهمشکسته و نگاههای سنگین و قضاوتگر مردم محله روبهرو میشود. در این میان، امیرمحمود که مسبب اصلی این ویرانی است، او را در این منجلاب بیکسی تنها رها کرده و از وعدههایش شانه خالی میکند. اما این پایان ماجرا نیست؛ در گوشهای دیگر از این شهر تاریک، یاشار، مردی زخمخورده که همسر آیندهاش، نسیم، را در همان تصادف از دست داده، تشنه انتقام است. یاشار با خشم و کینهای عمیق، قدم به قدم به آیلین نزدیک میشود تا تقاص خون عشقش را از کسی که مقصر میداند بگیرد. تقاطع سرنوشت این دو نفر، آبستن حوادثی است که مرز بین کینه، حقیقت و تاوان را به چالش میکشد.
1
هیچ کس در را با لبخند باز نکرد و قربان صدقه قد و بالایش نرفت، هیچ کس سرش را نبوسید و دست دور کتفش او را به بدنش نفشرد. همه جای خانه بیرنگ و بو بود. بدون آنکه لباسهای حال به هم زن و بیرنگ و رویش را عوض کند، کنار میز تلفن نشست. بخاری قدیمی خانه رنگ غم داشت و فرشهای گلی خاک غلیظی به جانشان نشسته بود.
2
همه رگهای بدنش منقبض شد و پاهایش را محکم روی زمین فشار میداد تا جلوتر نرود و با خالی کردن تمام عصبانیتش تکتک استخوانهایش را خرد نکند. میتوانست خرد شدن استخوانهای جمجمهاش را تصور کند ولی فقط با خودداری میتوانست به هدفش برسد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید