معلم جوانی که از گذشته تاریک خانوادهاش گریخته و مردی که زیر بار عذاب وجدانِ ویران کردن زندگی خواهرش کمر خم کرده است، در مسیر یافتن آرامش و فرار از سایه سنگین دیروز، با تقدیری پیشبینینشده مواجه میشوند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
arezogom.PDF
آمال، دختر جوان و معلمی است که پس از عبور از روزهای سخت و پرالتهاب گذشته، تلاش میکند در کنار خواهر و برادر کوچکترش زندگی آرام و مستقلی را به دور از سایه سنگین خاطرات تلخ خانوادگی بسازد. او که با دور شدن از زادگاهش به دنبال یافتن نقطهای روشن در تاریکی روزهای از دست رفته است، برای فرار از خلأهای درونی به دنبال کار در محیط جذاب یک کافهرستوران میگردد تا شاید مسیر جدیدی را برای آیندهاش باز کند. در سوی دیگر این قصه، کمیل قرار دارد؛ مردی سی و دو ساله که زیر فشار افکار سنتی و سختگیرانه پدرش و عذاب وجدان ناشی از یک انتخاب اشتباه در گذشته، روزگار میگذراند. کمیل خود را مقصر اصلی تیرهروزی و سوختن خواهرش در یک ازدواج اجباری میداند و خشم و کینهای عمیق در سینه دارد. هر دوی آنها کولهباری از حسرتها را به دوش میکشند و به دنبال راهی برای رهایی از بند گذشته هستند. دست سرنوشت، مسیر زندگی آمال که برای فرار از گذشته به پایتخت پناه آورده و کمیل که در اسارت اشتباهات دیروز دستوپا میزند را به سمت یکدیگر میکشاند. آیا آمال میتواند در میان هیاهوی این شهر غریب، پناهگاه امن خود را پیدا کند؟ و آیا کمیل راهی برای جبران ویرانیهای گذشته و رسیدن به آرامش خواهد یافت؟ تقاطع سرنوشت این دو قهرمان، روایتی پرکشش از عشق، حسرت، و تلاش برای دوباره ایستادن را رقم میزند که خواننده را تا کشف تمام رازهای پنهان با خود همراه میکند.
1
هر بار به گذشته ها و اتفاق هایش فکر میکرد خشم و انزجار درونش شعله می کشید؛ کینه و نفرت قلبش را سیاه میکرد و تصویر یک نفر پیش چشم هایش جان میگرفت؛ کسی که از او یک بی آرزو ساخت.
2
نگاهم را از پشت شیشه ی مغازه به بیرون دوخته و به این فکر میکردم که چه خوب است که من در این شهر خاطره ای ندارم. راحت و آسوده خاطر به هر کجای شهر که می خواستم می رفتم، بدون این که بترسم مبادا با رفتنم به فلان کافه، رستوران، پارک، سینما یا پاساژ خاطره ای در من زنده شود و راه نفسم را بندد. تهی بودن همیشه هم بد نیست.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید