پس از ناپدید شدن معمایی دختری آرام در یک سفر دانشجویی، خواهر دوقلوی سرکش او برای یافتن ردپای وی وارد مسیری دلهرهآور و پر از قضاوتهای بیرحمانه میشود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
دیبا و دنیا خواهران دوقلویی هستند که با وجود شباهت ظاهری، دنیاهای کاملا متفاوتی دارند. دنیا دختری آرام، مسئولیتپذیر و محبوب است، در حالی که دیبا شخصیتی سرکش و بیپروا دارد که مدام مورد قضاوت دیگران قرار میگیرد. ماجرا از جایی آغاز میشود که دنیا برای یک سفر دانشجویی به کویر میرود، اما با پایان تعطیلات هیچ اثری از او یافت نمیشود و به خانه بازنمیگردد. غیبت طولانی و بیخبر او، آرامش شکننده خانواده را در هم میشکند. مادر رنجور خانواده توان تحمل این شوک را ندارد و دیبا به تنهایی در برابر حملات کلامی و قضاوتهای بیرحمانه دایی و نگاههای سرزنشگر همسایهها قرار میگیرد. دیبا که از بیتفاوتی اطرافیان خسته شده است، تصمیم میگیرد برای یافتن خواهر گمشدهاش خودش دست به کار شود. او با همراهی دوست صمیمیاش، مهدیار، جستجویی دلهرهآور و نفسگیر را در میان کافهها، کلانتری و حتی راهروهای سرد پزشکی قانونی آغاز میکند. در این مسیر پر از التهاب و ابهام، دیبا باید با عمیقترین ترسهای درونیاش روبهرو شود و هویت واقعی خود را کشف کند. آیا او میتواند معمای تاریک ناپدید شدن خواهرش را حل کند، یا کارناوال بیرحم دنیا او را نیز در خود میبلعد؟
1
بر آستانه دروازههای دنیا ایستادهام و فکر میکنم تا به حال چند چهرهاش را دیدهام؟ مهربانی و شفقتش را، دلفریبی و طنازیاش را، سختگیری و جدیتش را. حالا پشت این دروازههای سنگی مجهول کدام چهره ناشناختهای به اسم دنیا انتظارم را میکشد؟ چه چیز برای رونما از من خواهد خواست؟ جلوی این دروازهها ایستادهام اما هنوز مبهوتم، هنوز به خودم نیامدهام.
2
گاهی اوقات دنیا جوری با تو تا میکند که از سر ترس هر دو پایت مثل چوب خشک میشود و به هم میچسبد. میشوی درست مثل مترسک، مترسکی که همان یک پای چوبیاش هم در زمین فرو رفته، منتها با این تفاوت که این مترسک خودش ترسیده است. میشوی عین تناقض، مترس ترسان؛ مترسکی که باید یک پای دیگر هم داشته باشد تا بلکه بتواند گنجشککی را از سر دیوار ترس کیش کند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید