دانشجوی جوان حقوق که در تلاش است راز فروپاشی روانی پدرش را پنهان کند، با مزاحمتهای جنونآمیز همسر سابقش در محل کار، میان یک تقابل ویرانگر با رییس مقتدر خود گرفتار میشود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب ، فایل زیر را دانلود کنید
sanam150.PDF
صنم، دختر جوانی است که پس از یک جدایی تحمیلی و زودهنگام از پسرخالهاش امیرحسین، تلاش میکند روی پای خودش بایستد و گذشتهی تلخش را پشت سر بگذارد. او که حالا دانشجوی حقوق است، به عنوان کارآموز در دفتر وکالت معتبر و پرآوازهی استادش، بهداد خسروی، مشغول به کار میشود تا باری از دوش مادر زحمتکش خود بردارد. زندگی صنم در میان پروندههای حقوقی و تلاش برای حفظ راز بزرگ و تاریک خانوادهاش دربارهی بیماری روانی پدرش، مسیر آرامی را طی میکند. اما این آرامش نسبی با بازگشت ناگهانی و غیرمنتظرهی امیرحسین که حالا همسر زن دیگری است، به هم میریزد. امیرحسین با ادعای عشقی دوباره و وعدهی طلاق همسرش، سایهی سنگین گذشته را به محل کار و زندگی صنم میکشاند. رویارویی غیرمنتظرهی امیرحسین با بهداد خسروی، وکیل مقتدر و جدی، تقابلی نفسگیر را رقم میزند که پایههای زندگی تازهی صنم را میلرزاند. آیا صنم میتواند از زیر آوار قضاوتهای فامیل و رازهای مگو جان سالم به در ببرد، یا گذشته دوباره او را به دام خواهد انداخت؟
باید مسیر آمده را برمیگشت، میرفت و پشت سرش را هم نمیدید؛ درست مثل چند ماه پیش که در محضر زیر برگههای طلاق را بیاحساس خطخطی کرد و حتی نگاهی به هیچکدامشان نینداخت و تمام آن متلکها را نشنیده گرفت. رفته بود انگار هیچوقت حتی با این آدمها آشنا هم نبوده، نامی نشنیده، کلامی نگفته، غریبهتر از هر غریبهای؛ پس بازهم میشد غریبه باشد.
فکر کنید در یک صفحهی سفید کاغذ که روبهرویتان است یک نقطهی سیاه باشد؛ یک نقطهی سیاه و متفاوت، میشود غیر از آن نقطه جایی را دید؟ بهداد خسروی را نقطهای میدید که توجه جلب میکند، حتماً امروز دیوانه شده بود.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید