سنگ و تیشه

از {{model.count}}
300,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

مادری جوان برای جلوگیری از سلب حق سرپرستی تنها فرزندش توسط پدرشوهر قدرتمند خود، بر سر دوراهی ویرانگر تسلیم یا ازدواج اجباری با برادرشوهر سرکش خود قرار می‌گیرد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

sangtish30.PDF

لیدا زن جوان و هنرپیشه‌ای است که پس از مرگ ناگهانی همسر عاشق‌پیشه‌اش، تنها امید و انگیزه زندگی‌اش را در پسر خردسالشان، رامتین، می‌یابد. اما این آرامش نسبی با نقشه‌های پدرشوهر مستبد و ثروتمندش، حاج محمود فتوحی، به یکباره فرو می‌ریزد. حاج محمود که حاضر نیست سرپرستی تنها یادگار پسرش را به عروس بیوه‌اش بسپارد، شرطی تکان‌دهنده و بی‌رحمانه برای لیدا می‌گذارد. او لیدا را در منگنه‌ای سخت قرار می‌دهد؛ یا باید از تنها فرزندش دل بکند و او را برای همیشه به خانواده پدری بسپارد، و یا تن به ازدواجی اجباری با برادرشوهر کوچکترش، رادین بدهد. رادین جوانی سرکش، بی‌قید و بند و کاملا متفاوت با برادر فقیدش است که لیدا را تنها به چشم یک خواهر می‌بیند و خود نیز از این اجبار بیزار است. اکنون لیدا در دوراهی ویرانگری گرفتار شده است؛ تقابل با خاندانی قدرتمند که می‌توانند با نفوذشان او را از حقوق مادری‌اش محروم کنند، یا تسلیم شدن به سرنوشتی نامعلوم در کنار مردی که هیچ سنخیتی با رویاهایش ندارد. آیا لیدا می‌تواند از این حصار تحمیلی جان سالم به در ببرد یا برای حفظ فرزندش، تن به این بازی خطرناک خواهد داد؟

1
یک سال گذشته بود و هنوز غم هم خونه ی چشم هاش بود. شاید بیشترین دلیل پایداری غم نگاهش کارای بابام بود. با این اخلاق خاصش که همه چیزو برای خودش میخواست بدجوری این زنو تو منگنه گذاشته بود؛ ولی مگه لیدا کوتاه می اومد؟ از وقتی رامین رفت سر کارشم نرفت یه مدت میخواست استراحت کنه؛ ولی از وقتی بابا گفت دیگه نباید بره سر کار، رو لج افتاد و دوباره کارشو شروع کرد.
2
به نیم رخش خیره شدم ابروهای شمشیریش از نیم رخ بیشتر تو چشم بود. بینی مردونه و متناسب با چهره اش که از نیم رخ یه برآمدگی خیلی ریز داشت که با دقت زیاد معلوم میشد. گونه های برآمده اش لبخندشو قشنگ تر میکرد و ته ریشی که خیلی وقتها لباس صورتش می شد. الناز و دخترهای دیگه حق دارن با همه ی شیطنت هاش عاشقش بشن اون قدر خوش برخورد و مهربونه که با برخورد اول دخترها شیفته اش میشن برعکس رامین که با زنها کم حرف میزد و کلا کم رو بود.

نویسنده
شیوا بادی
ناشر
آرینا
شابک
9786006893815
قطع
رقعی
سال انتشار
1403
تیراژ
25 0جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
250 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
300 گرم
تعداد صفحات
284 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...