روایت دختری که برای حفظ عشق پاکش در برابر خانوادهای مادیگرا میجنگد، اما وقوع یک حادثه شوم در یک مهمانی، سرنوشت او و عشقش را برای همیشه دگرگون میسازد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
talatom50.PDF
سودا دختری جوان و سرشار از احساس است که میان دوراهی سخت عشق و منطق دستوپا میزند. او در برابر فشارهای طاقتفرسای مادری ظاهربین و خانوادهای که ارزش انسانها را با حساب بانکیشان میسنجند، قد علم کرده تا از عشق پاک خود به رضا دفاع کند. رضا پسری ساده، عاشقپیشه و متعهد است که با وجود چالشهای مالی، تمام قلبش را به سودا پیشکش کرده و تنها پناهگاه امن او در برابر طعنههای اطرافیان محسوب میشود. اما این پایداری و مبارزه برای حفظ یک عشق نوپا، بهای سنگینی برای سودا به همراه دارد. تلاطمهای زندگی، قضاوتهای بیرحمانه و اختلاف طبقاتی، پایههای این رابطه را به شدت میلرزاند. در شبی شوم و در میان هیاهوی یک مهمانی تاریک، تقدیری رقم میخورد که تمام باورهای سودا را زیر و رو میکند. آیا عشق میتواند در برابر سیلاب مشکلات و دخالتهای یک خانواده پرتوقع دوام بیاورد، یا سودا مجبور میشود برای همیشه با تنها پناهگاه احساسیاش وداع کند؟ این داستان روایتی نفسگیر از تقابل عشق و مادیات است که مخاطب را تا آخرین لحظه برای کشف سرنوشت سودا با خود همراه میسازد.
تکه متن اول:
فضای نیمهتاریک بالا و بوی دود بیشتر دلم را میلرزاند. نوک کفشم که به پله آخر میرسد، صدای جیغی شوکهام میکند. نگاه هراسانم را به دنبال منبع صدا میچرخانم. در یکی از اتاقها باز میشود و دختری بیرون میپرد. گریان و وحشتزده کنار دیوار سر میخورد و نفس در سینهام حبس میشود. به عقب برمیگردم، به همان شب نحسی که کنار دیوار سر خوردم و جیغ کشیدم.
تکه متن دوم:
نگاهم از قد و قامت رشیدش بالا میرود، از لباسهای شیک و فاخرش میگذرد و روی زنجیر نقرهای رنگ بیرون افتاده از یقه لباسش ثابت میماند. لب میگزم و دستم را به دهانم میچسبانم تا جلوی هقهقم را بگیرم. هنوز هم همراهش است. انگشت اشارهام را داخل دهانم میگذارم و محکم دندانهایم را رویش فشار میدهم تا مبادا بغضم بترکد. محو و ماتِ دیدههایم، شوکه شده از فاجعهای که رخ داده از جا بلند میشوم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید