دختری با گذشتهای تاریک و هویتی جعلی، برای نزدیک شدن به مردی قدرتمند و گرفتن انتقام، وارد بازی خطرناکی میشود که هر لحظه ممکن است به قیمت جان و روانش تمام شود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
ghafas50.PDF
طلوع راد دختری است با گذشتهای پر از درد و کابوسهای شبانه که برای فرار از تاریکیهای زندگیاش و رسیدن به هدفی پنهان، با هویتی جعلی به نام آرام پاکدل وارد یک شرکت معماری و دکوراسیون در تهران میشود. او که در ظاهر دختری مستقل و طراح دکوراسیون است، در باطن برای فرونشاندن عطش انتقام و نزدیک شدن به مردی قدرتمند به نام تهرانی، دست به هر دیوانگی و خطری میزند. طلوع در این مسیر پرخطر تنها نیست؛ مردی به نام کیان که حامی و نگران همیشگی اوست، سعی دارد او را از لبهی پرتگاه جنون دور نگه دارد. با این حال، طلوع که تحت فرمان تماسهای فردی ناشناس و مرموز قرار دارد، برای رسیدن به نقطهی موعود حتی از جان خود نیز میگذرد و تعمداً در شبی بارانی ماشینش را به ماشین تهرانی میکوبد. کابوسهای وحشتناک کودکی، رازهای مگو و لرزشهای عصبی مدام به جان طلوع میافتند و او را تا مرز فروپاشی پیش میبرند. آیا این دختر آسیبدیده میتواند از قفسی که گذشته برایش ساخته رها شود، یا در بازی خطرناکی که با تهرانی و ناشناسِ مرموز آغاز کرده، تمام هستیاش را میبازد؟
متن اول:
حالم شبیه به قایقی است که وسط دریا رها شده و تنش را به هجوم وحشی امواج سپرده است. بی لنگر، بی ناخدا، و انقدر موجهای بیدر و پیکر به جان تنم خورده است که دلم واژگونی محض میخواهد از جنس متلاشی شدن تکه چوبهایم در تن دریا. انقدر عمیق که هر تکهام توسط سرنوشت به سویی کشیده شود تا شاید به فراموشی سپرده شوم.
متن دوم:
من طلوع راد دختری هستم زخم خورده که به پای گذشته دردآلودم وارد راهی شدهام که بیش از پیش مصمم انجام آن هستم. قدمهایم را محکم بر میدارم و دور میشوم از دختری که گیتی تربیت کرده. سوار ماشین گران قیمتی میشوم که همان ناشناس برایم فرستاده و خدا را شکر میکنم که کیان برای قرار کاری به پاریس رفته و نیست تا من به منجلاب کشیده شده را ببیند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید