این داستان دربارهی زن مطلقه و مادری مستقل به نام ترانه است که در میان مشکلات مالی تولیدیاش، چالشهای پرتردید گذشته و تلاش برای حفظ آرامش پسرش امید، قدم برمیدارد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
manbma.PDF
ترانه، مدیر و طراح یک تولیدی پوشاک، با بحرانهای مالی شدید، عقبافتادگی حقوق کارگران، خرابی دستگاهها و خیانت طراحش که طرح جدید را به رقبا فروخته، مواجه است. او برای نجات کارگاه و مقابله با بدهیها، پیشنهاد شراکت پدرش را تسریع کرده و همزمان ساختار حقوقی و سرمایهای مجموعه را بازسازی میکند. داستان در بستری تجاری-درامی، مهارتهای مدیریتی، تصمیمگیری بحران، استقلال مالی و چالشهای حقوقی/تولیدی یک زن کارآفرین را به تصویر میکشد.
> «رگبار باران به پنجره برخورد میکرد، تصویر شهر پشت شیشهی بخار گرفته پنهان شده و دید من را به منظره و آدمها از بین برده بود. کسی نمیتوانست من و حریمی را که داشتم ببیند و من هم تلاشی برای پاک کردن این مرز نمیکردم. مدتها بود که به آن عادت کرده بودم...»
> «چیزی به نام شکست وجود ندارد، تا زمانی که قلبی برای تپیدن و انگیزهای برای ایستادن هست؛ کودکم تمام امید من برای قوی ماندن در برابر رگبار مشکلات بود...»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید