در پی مرگ بزرگ خاندان و فاش شدن تبعات خروج برادرش از خانواده، دختری رنجدیده که پس از سالها دوری و تاوان دادن به خانه بازگشته، باید میان آوار خاطرات تلخ گذشته، نگاههای مدعی اطرافیان و عشقهای نافرجامی که حس بیارزشی را به او القا میکنند، راهی برای ادامهٔ زندگی بیابد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
tariki50.PDF
تانیا دختری است که پس از تجربهٔ عشقی ناکام در جوانی، مجبور به ازدواج با مردی مقتدر، تندخو و بدگمان به نام باربد میشود و سالها در عمارتی مجلل اما شبیه به زندان، زیر سایهٔ خشم و خشونتهای او زندگی میکند. تانیا که دیگر تاب تحمل قوانین سختگیرانه و رفتارهای تحقیرآمیز همسرش را ندارد، تصمیم میگیرد با کمک دوستِ برادرش بهصورت قاچاقی از کشور فرار کند تا به برادرش تیام بپیوندد. اما این نقشه ناکام میماند و باربد با تصور خیانت، تانیا را تا آستانهٔ مرگ شکنجه داده و دچار شکستگیها و آسیبهای شدید داخلی میکند. با مداخلهٔ شهاب (دوست باربد) و اثبات بیگناهی تانیا در قضیهٔ خیانت، او نیمهجان به بیمارستان منتقل شده و از مرگ حتمی نجات مییابد. پس از ترخیص، تانیا دوباره به عمارت بازگردانده میشود، اما باربد برای تنبیه بیشتر، او را در اتاقی حبس کرده و از دیدار با فرزند کوچکشان «آراد» محروم میسازد. آراد که شاهد خشونتهای پدرش بوده، دچار شوک روحی و تب شدید شده و دست به اعتصاب غذا میزند تا مادرش را ببیند. شنیدن صدای بیتابی و فریادهای آراد، تانیا را که تمام تنش آسیبدیده، دچار فرپاشی روحی بیشتری میکند. در نهایت، تانیا که دیگر رمقی برای فرار یا مبارزه ندارد، غرور خود را زیر پا گذاشته و دست به التماس شوهر بیپروایش میزند تا شاید دل او به رحم آمده و اجازهٔ آغوش کشیدن فرزندش را پیدا کند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید