دنیای شکننده پدری تنها که تمام زندگیاش را وقف مراقبت از پسر خردسال و بیمارش کرده است، با بازگشت ناگهانی همسر سابقش که پنج سال پیش آنها را رها کرده بود، در آستانه طوفانی ویرانگر قرار میگیرد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
korab50.PDF
فرمان، مردی سرسخت و پدری فداکار است که پس از فروپاشی تلخ زندگی مشترکش، تمام دنیای خود را در وجود پسر پنجساله و بیمارش، کیهان، خلاصه کرده است. پنج سال از روزی میگذرد که همسرش رزا، او و فرزند خردسالشان را ترک کرد و فرمان را با کوهی از درد، قضاوتهای بیرحمانه خانواده و کودکی نیازمند به مهر مادری تنها گذاشت. در تمام این سالها، فرمان با چنگ و دندان از کیهان محافظت کرده و سعی دارد جای خالی مادر را برای او پر کند، در حالی که رابطهای جدید اما پرچالش را با زنی به نام روناک پیش میبرد. اما آرامش نسبی و سرد این زندگی، با یک خبر طوفانی در هم میشکند: رزا برگشته است. بازگشت بیمقدمه زنی که روزگاری تمام عشق و سپس تمام نفرت فرمان را به خود اختصاص داده بود، شعلههای آتشی زیر خاکستر را بیدار میکند. آیا رزا برای پس گرفتن کودکی آمده است که هرگز او را نخواسته بود؟ فرمان که هنوز با زخمهای عمیق گذشته دستوپنجه نرم میکند، حالا باید در برابر ترس از دست دادن تنها امید زندگیاش بایستد. رویارویی دوباره این دو، نقطه آغاز نبردی است که در آن مرز میان عشق، غرور، نفرت و وظیفه پدری به باریکترین حالت ممکن میرسد و سرنوشت مبهم این پدر و پسر را رقم میزند.
* "فرمان به پسرک غرق در خوابش خیره نگاه کرد دلش میخواست او را در آغوش بگیرد و صورت کوچکش را بوسه باران کند اما می دانست بوی ادکلن موجب آزارش میشود. دلش نمی آمد خواب شیرینش را برهم بزند، وقتی این طور دستش را زیر لپ سمت راستش قرار می داد."
* "راست میگفت کینه ای نبود عکسهای دو نفره شان را دید و هیچ نگفت، شب عروسی رزا در آغوشش برای حال بد مهراب زار زد و هیچ نگفت، هر دو متواری شدند و هیچ نگفت در عنفوان جوانی سکته کرد، هیچ نگفت."
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید