زخم یک خاطره

از {{model.count}}
700,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

پای یک دختر مشاور و ساده به عمارتی اشرافی باز می‌شود تا از پسر جوانی که بر اثر تومور مغزی و شکست عشقی به مرز خودکشی رسیده پرستاری کند، اما ناخواسته درگیر بازی خطرناک و احساسی او می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

zakhm50.PDF

خاطره، دختر جوان و کارشناس مشاوره، ناخواسته و به جای یکی از دوستانش برای پرستاری قدم در عمارتی مجلل و سرد می‌گذارد. این خانه متعلق به زنی ثروتمند و پرمشغله است که با اضطراب از پسر بیمارش مراقبت می‌کند. محسن، پسر جوان خانواده، با تومور مغزی دست‌وپنجه نرم می‌کند و به دلیل شکست‌های عاطفی و دردهای جسمانی، به جوانی پرخاشگر، ناامید و افسرده تبدیل شده است. او که به تازگی عشق قدیمی‌اش را در کنار شخص دیگری دیده، به مرز فروپاشی روانی رسیده و حتی به فکر پایان دادن به زندگی خود می‌افتد. ورود خاطره با آن پیشینه ساده، اعتقادات محکم و آرامش درونی، تضاد عجیبی با فضای پرتنش و اشرافی این خانواده ایجاد می‌کند. در حالی که خاطره تلاش می‌کند تنها به وظایفش عمل کرده و از این محیط پر از سوءتفاهم فرار کند، محسن برای رهایی از دست نامزد تحمیلی‌اش، با دروغی مصلحتی پای او را به بازی پیچیده‌ای می‌کشاند. این رفتار، آبروی خاطره را نشانه می‌رود و او را در دو راهی ماندن و رفتن قرار می‌دهد. تقابل دنیای منطقی خاطره با طوفانِ ویرانگرِ زندگی محسن، مسیری پرفرازونشیب و غیرقابل‌پیش‌بینی را رقم می‌زند. آیا حضور ناگهانی این دختر غریبه می‌تواند مرهمی بر زخم‌های کهنه و ناامیدی‌های این عمارت باشد، یا خود او نیز در این گرداب احساسی غرق خواهد شد؟

1
سخت است برادر باشی و نتوانی به داد دل تنها خواهرت برسی و برای رنج هایش مرهم باشی پوچ تر از این حس هم مگر حسی در عالم می تواند باشد؟ اگر زندگی او از هم بپاشد و از عشقش دور شود من یکی توانایی شنیدن ضجه ها و ناله هایش را ندارم و ترجیح میدهم تا ابد اسیر این کوره راه بمانم تا به خانه برگردم و خواهرم را آشفته و بیقرار عشق و فرزندش ببینم و کاری جز تماشا از دستم برنیاید!
2
از این که به خاطر تنها و بی پشتیبان بودن این طور از وجودم سواستفاده شد، دلم گرفته است و عقده ای روی قلبم سنگینی میکند و احوالم را پریشان دارد. خب تقدیر من هم این بوده است دیگر تازه من جز خوش شانس ترینها هستم. امثال ما خوب یاد میگیریم که در هر شرایطی شکرگزار باشیم و زود در مقابل سختی ها کمر خم نکنیم.

نویسنده
زهرا نوری
ناشر
آرینا
شابک
9786006893877
قطع
رقعی
سال انتشار
1399
تیراژ
250 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
250 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم (شومیز)
وزن تقریبی
470 گرم
تعداد صفحات
464 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...