اقیانوس خورشید

از {{model.count}}
800,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

دختری تسلیم‌شده در برابر قوانین سخت پدربزرگ، با قبولی در دانشگاه به عمارت مجلل و پرمهر عموی گمشده‌اش تبعید می‌شود؛ جایی که برای التیام کابوس‌های تاریکش باید با ترس‌ها، گذشته مبهم و محبت‌های غریبه‌ترین آشنایانش روبه‌رو شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

oghiyano50.PDF

نفس، دختر جوانی است که پس از فقدان تلخ و زودهنگام خانواده‌اش، سال‌ها در سایه قوانین خشک، انزوا و سخت‌گیری‌های پدربزرگ مادری‌اش در شهرستان زندگی کرده است. او که همواره با کابوس‌های فلج‌کننده، حملات عصبی و ترس‌های عمیق ناشی از گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند، با قبولی در دانشگاه تهران در مسیر یک تغییر بزرگ و سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد. پدربزرگش برای محافظت از او، شرط رفتن به دانشگاه را اقامت در عمارت مجلل عموی پدری‌اش در کرج تعیین می‌کند؛ خانواده‌ای ثروتمند که نفس سال‌ها از آن‌ها بی‌خبر بوده و هیچ ارتباطی با آن‌ها نداشته است. ورود به این خانه و روبه‌رو شدن با زندگی جدید، به معنای پا گذاشتن به دنیایی کاملاً متفاوت است؛ دنیایی پر از صمیمیت، امکانات رفاهی و محبت‌های بی‌دریغ که نفس در تمام عمرش هرگز تجربه‌اش نکرده بود. در این میان، توجه مهربانانه و حمایت‌های پسرعمویش کامدین، جوانی پرانرژی، جسور و هنرمند، رنگ جدیدی به روزمرگی‌های سرد و تاریک او می‌پاشد و آرزوهای فراموش‌شده‌اش را دوباره در قلبش زنده می‌کند. اما در پس این ظاهر فریبنده، اتاق‌های زیبا و روزهای شیرین، سایه سنگین گذشته تاریک همچنان او را رها نمی‌کند. آیا گرمای محبت این خانواده جدید می‌تواند یخ‌های روح آسیب‌دیده او را برای همیشه آب کند، یا ترس‌های خفته در اعماق وجودش، دوباره مسیر زندگی او را به سمت طوفان‌های بی‌رحم تغییر خواهند داد؟

۱. 

پنجره چوبی زهوار در رفته اتاقم را با صدای ترق تروق زیادی باز کردم و دستم را زیر باران گرفتم خنکای قطرات آب تا اعماق وجودم را غرق لذت کرد ریه های رنجورم پر شد از بوی خوش خاک خیس بعد از آن کابوس تلخ و طاقت فرسا یک نفس تازگی حالم را بهتر میکرد.


۲. 

این عکس تنها چیزی بود که باعث میشد چهره پدر و مادرم را فراموش نکنم زن و مرد سی و چند ساله ای که با در آغوش داشتن دو فرزندشان به دوربین لبخند میزدند مادرم با موهای پرپشت و صاف خرمایی چشمان درشت و کشیده ای به رنگ عسل و لبهای کوچک و بامزه در کنار او پدرم با موهای فرفری و چشمهای آبی دریایی ایستاده بود.

نویسنده
هستی قنبری
ناشر
علی
شابک
9789641933717
قطع
رقعی
سال انتشار
1401
تیراژ
230 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
460 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
600 گرم
تعداد صفحات
588 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...