در جریان یک تعطیلات تابستانی خانوادگی در باغ بزرگ مادربزرگ، ثنا با راز غمانگیز دایی محبوبش ماهان درباره عشق ناکامش روبهرو میشود؛ همزمان، ورود همسایگان قدیمی به باغ مجاور و مزاحمتهای مداوم خواستگار سمج و متجاوزی به نام آرش، آرامش زندگی ثنا و دوستانش را به چالش میکشد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
vesalzx 30.PDF
ثنا و رها، دو خواهری هستند که بدون حضور پدرشان عطا و تحت سرپرستی مادرشان ملیحه بزرگ شدهاند و همواره در دل امید دارند که روزی پدر گمگشتهشان از سفر بازگردد. با پایان یافتن امتحانات دانشگاه، ثنا به همراه خواهرش رها و دوستشان ستاره تصمیم میگیرند تابستان خود را بگذرانند، اما مزاحمتهای مداوم و آزاردهنده پسری متمول و هوسباز به نام آرش روی آرامش آنها سایه میاندازد. در این میان، خانواده به بهانه سفر حج پدربزرگ و مادربزرگ (عزیز و آقاجون) به خانه باغ باصفای آنها نقلمکان میکنند تا تعطیلات را در کنار اعضای فامیل سپری کنند. حضور کل خانواده از جمله فرشاد، پسرخاله شوخطبع و پرانرژی دخترها، فضایی صمیمی و پر از کلکلهای شیرین خانوادگی ایجاد میکند. ثنا که دلبستگی خاصی به دایی جوانش ماهان دارد، متوجه غم سنگین، رفتارهای خلوتگزینانه و چشمهای شبزندهدار او میشود. ثنا برای پی بردن به راز این اندوه، چند شبی را در اتاق ماهان اقامت میکند تا بالاخره ماهان سفره دلش را پیش خواهرزادهاش باز کند. ماهان از عشق عمیقش به دختری به نام بهار و تصادف سهمگین عید نوروز میگوید؛ حادثهای تلخ که بهار از آن جان سالم به در برده اما مسیر رسیدن آنها به یکدیگر را دشوار و پر درد کرده است. همزمان با این رازگشایی، طنین زیبا و رازآلود نوای ویلونی از باغ مجاور به گوش میرسد که توجه ثنا را به خود جلب میکند. ثنا از زبان مادرش میفهمد همسایگان قدیمی آنها پس از بیست سال سکونت در خارج از کشور، دوباره به خانه باغ بازگشتهاند. رمان شوق وصال با درهمتنیدن پیوندهای عاطفی خانواده، چالشهای عشقی ماهان و بهار و کنجکاویهای ثنا درباره نوازنده ناشناس باغ همسایه ادامه مییابد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید