قرار بی قراری

از {{model.count}}
900,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

پروانه پس از سه بار طلاق تحقیرآمیز از همسر ثروتمندش، برای نجات خانواده‌اش از فقر با پیشنهاد بی‌شرمانه‌ای روبه‌رو می‌شود که او را وادار می‌کند پیش از بازگشت به زندگی رویایی، همسر مردی غریبه شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید


gharar50.PDF

پروانه، دختر جوانی که سال‌ها طعم تلخ فقر و کینه‌های خانوادگی را چشیده است، با ازدواج با پسرعموی ثروتمند و مغرورش، احسان، گمان می‌کند به تمام آرزوها و آرامش دست یافته است. اما این رویای شیرین دوام نمی‌آورد و او برای سومین بار به شکلی ناگهانی و بی‌رحمانه توسط احسان طلاق داده می‌شود. در حالی که پروانه با دلی شکسته و غروری له‌شده سعی دارد با مشکلات مالی شدید، بیماری مادرش و نگاه‌های ترحم‌آمیز اطرافیان کنار بیاید، سر و کله‌ی احسان دوباره در زندگی‌اش پیدا می‌شود. احسان ادعا می‌کند که پدربزرگ مستبدشان عامل این جدایی بوده و حالا با در آستانه مرگ قرار گرفتن پیرمرد، او به شدت پشیمان است و می‌خواهد پروانه را به زندگی‌اش بازگرداند. اما این پیشنهاد وسوسه‌انگیز یک شرط بزرگ، ویرانگر و شرعی دارد؛ از آنجا که پروانه سه طلاقه شده است، برای حلال شدن دوباره به احسان باید ابتدا به عنوان محلل به عقد مرد دیگری دربیاید و سپس از او جدا شود. پروانه در دو راهی وحشتناکی گرفتار می‌شود؛ آیا برای نجات خانواده‌اش از فقر و رسیدن به خانه‌ای که احسان وعده داده، تن به این شرط شرم‌آور و خردکننده می‌دهد، یا برای همیشه روی عشق مسموم و ثروت خاندان ستوده خط می‌کشد؟

1


اصلاً عادتم همین بود که خواسته هایم را از آدم های اشتباهی طلب کنم، مثل خوشبختی ای که از یک آدم عوضی طلب کردم و او هم چه خوب خواسته ام را اجابت کرد جوری که تا دنیا دنیاست یادم نرود فامیل اگر گوشت آدم را بخورد استخوانش را هم خرد میکند و می سوزاند و در آخر خاکسترش را به باد فنا میدهد حداقل برای من که این طور بود. کسی که فکر می کردم شاهزاده ی سوار بر اسب سفید قصه هاست، جادوگر قصه ها از آب درآمد. اول طلسمم کرد و بعد دودمانم را به باد داد.
2


مگر عشق چه گلی به سر پدرم زده بود که حالا من دنبال خودش و دردسرهایش باشم؟ جیب پرپول و زندگی بی دغدغه برایم کافی بود اما زندگی با من خوب تا نکرد و به من نارو زد آن هم نه یک بار و دو بار و سه بار امروز جایی ایستاده ام که هم دستانم خالی است و هم قلبم نه سعادت نصیبم شده و نه عشق من یک بازنده ی تمام عیارم یک درخت قامت شکسته که تکه چوبی به تنه اش بسته تا نیفتد، مبادا کسی بفهمد شکسته.

نویسنده
نازیلا فردین فر
ناشر
آرینا
شابک
9786226504812‬
قطع
رقعی
سال انتشار
1403
تیراژ
200 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
200 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
700 گرم
تعداد صفحات
700 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...