پس از وقوع حادثهای تلخ برای دختر جوان خانواده، سردار بر سر دوراهی دردناکی قرار میگیرد که انتخاب آن، سرنوشت و آیندهی عزیزانش را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
bibaha50.PDF
پس از وقوع حادثهای تلخ برای دختر جوان خانواده، سردار بر سر دوراهی دردناکی قرار میگیرد که انتخاب آن، سرنوشت و آیندهی عزیزانش را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
برشی از متن (۱):
سهراب دستش را دور شانههای افتاده و لرزان سردار حلقه کرد تا شاید بتواند اندکی از بار سنگین غم او بکاهد و بیرمق او را به سمت اتاق دکتر هدایت کرد. فضای اتاق مملو از سنگینی و سکوتی بود که خبر از طوفانی قریبالوقوع میداد. به جز دکتر معالج، پزشک دیگری نیز حضور داشت که نگاهش گویای وخامت اوضاع بود. دردش درد کمی نبود؛ دختر شاداب و سالمش یکشبه و در چشمبرهمزدنی، در معرض خطری قرار گرفته بود که باورش برای هیچکدامشان ممکن نبود و کابوس نقص عضو، سایهی شوم خود را بر زندگیشان انداخته بود.
برشی از متن (۲):
دکتر خودکارش را روی میز گذاشت؛ حرکتی که نشان میداد کار از بحث و امیدواریهای واهی گذشته است. شدت آسیب پای بیمار بسیار زیاد بود و تیم پزشکی با وجود علم به احتمال بالای شکست، بر مبنای وظیفه به آن درصد ناچیز امید بسته بودند، اما متأسفانه راهی جز تسلیم باقی نمانده بود. سلولهای حیاتی پا از مچ به پایین از بین رفته بودند و عفونت با سرعتی باورنکردنی در حال پیشروی بود؛ حقیقتی تلخ که چارهای جز تصمیمی فوری و بیبازگشت برای نجات جان بیمار باقی نمیگذاشت.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید