آلاله های زرد

از {{model.count}}
705,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

آلاله برای نجات از بحران‌های زندگی با مادری بی‌مسئولیت، پرستاری نوه‌ی حاجی را می‌پذیرد، غافل از آنکه این تصمیم او را در خط مقدم نبردی پرتنش با پسر سرکش عمارت، امیر یوسف، قرار می‌دهد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید


alaleh~2.PDF

آلاله، دختری جوان که بار سنگین مسئولیت‌های مادری سبکسر و کودک‌مآب را به دوش می‌کشد، برای فرار از آشوب بی‌پایان خانه و تأمین معاش، پناهی جز پذیرش شغلی حساس نمی‌یابد. او به عنوان پرستار کودکی معصوم به نام یاسین، پا به عمارت باصلابت و قانون‌مند حاجی می‌گذارد. اما این ورود، اگرچه نوری از امید برای رهایی از فقر است، آغازگر طوفانی سهمگین در زندگی او می‌شود. در این میان، امیر یوسف، مردی با غروری خدشه‌دار و نگاهی سرشار از خشم، حضور این دختر غریبه را در حریم امن خانه برنمی‌تابد و سایه‌ی سنگین مخالفتش را بر سر آلاله می‌گستراند. آلاله حالا باید در میانه‌ی این میدان جنگ، هم از معصومیت یاسین پاسداری کند و هم در برابر طغیان‌های مردی بایستد که بودن او را تهدیدی برای خود می‌داند. آیا او می‌تواند در برابر این تضاد طبقاتی و رفتارهای خصمانه دوام بیاورد، یا آتش خشم امیر یوسف سرنوشت او را خاکستر خواهد کرد؟

برشی از متن (۱):

بخار غلیظی فضای حمام را پر کرده و سایه‌ی سنگین غم بر چهره‌ی زنانه نشسته بود. تارهای زردرنگ و سوخته، همچون برگ‌های خزان‌زده بر کف مرطوب رها شده بودند و حکایت از زیبایی از دست‌رفته‌ای داشتند که برای صاحبش حکم مرگ و زندگی را داشت. زن، مچاله شده در خود، کنار بخاری کز کرده بود و با چشمانی که زمردش حالا در حصار اشک می‌درخشید، به تصویر درهم‌شکسته و موهای وزخورده‌اش در آینه خیره مانده بود؛ تصویری که قرار بود سلاح دلبری‌اش باشد، اکنون آینه‌ی دق شده بود و حسرت روزهای جوانی را فریاد می‌زد.

برشی از متن (۲):

خشم همچون گدازه‌ای در رگ‌هایش می‌جوشید و راه نفسش را می‌بست. با دست‌ها و صورتی که هنوز قطرات آب وضو بر آن نشسته بود، از حصار خانه گریخت تا شاید هوای سرد بیرون، آتش درونش را فرونشاند. فرمان ماشین در دستان مشت‌کرده‌اش فشرده می‌شد و خودرو بی‌هدف در خیابان‌های شهر می‌تاخت؛ گویی می‌خواست از حقیقتی که در خانه جا گذاشته بود و تصمیمی که بر او تحمیل شده بود فرار کند، اما سنگینی نگاه‌ها و حرف‌هایی که شنیده بود، سایه‌به‌سایه تعقیبش می‌کردند.

نویسنده
زهرا باقرزاده
سمیه سادات حسینی
ناشر
علی
شابک
9789641937685
قطع
رقعی
سال انتشار
1404
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
100 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم/شومیز
وزن تقریبی
550 گرم
تعداد صفحات
542 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...