زنی که سالها از عشق گریخته بود، با دلدادگی خواهرش به برادر عشق سابقش، ناچار به رویارویی با مردی میشود که روزی قلبش را شکسته بود.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
ghasedak.PDF
زنی که سالها از عشق گریخته بود، با دلدادگی خواهرش به برادر عشق سابقش، ناچار به رویارویی با مردی میشود که روزی قلبش را شکسته بود.
تکه اول:
تمام این دوازده سال را با یادش زندگی نکردم، تنها زنده بودم؛ فقط خواستن و نداشتنش از طرفی و درد ترک شدن و شکسته شدن از طرفی دیگر رهایم نمیکرد. او نمیداند و هیچ وقت نخواهد فهمید که چه بر سر احساسات و جوانیام آورد و من بعد از او ویرانهای بیش نبودم. اما به جایش یاد گرفتم که هرگز دیگر اعتماد نکنم و نشانی دلم را به هیچ اغواگر فریبندهای ندهم. قسم خوردم که خودم زندگیام را بسازم و دیگر فریب بزرگی به نام عشق را نخورم.
تکه دوم:
تمام بدنم یخ زده و علائم حیاتی آن یکبهیک تحلیل میروند. دخترک درونم تمامقد ایستاده و فریاد میکشد برگرد، نگاهش کن و از تمام لحظات زندگیام او این لحظه را برای شهامت برگزیده است. پلک میگشایم و خودِ خودش است که تمامقد مقابلم ایستاده، اما من دوازده سال نفرینشده مشق خونسردی کردهام؛ مشق بیحسی و بیعاطفگی. اولین چیزی که به نظرم میرسد این است که چقدر باشکوه جلوه میکند؛ با همان قد بلندش که روزی سقف آرزوهای من بود و همان شانههایی که رویاهایم را به آن آویختم، هرچند که پختهتر شده و چشمانش مرموزتر و نگاهش خیلیخیلی دورتر است.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید