بغض باران

از {{model.count}}
400,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

زن جوانی که در نوجوانی توسط پدر معتادش فروخته شده بود، پس از مرگ همسر مهربان و سالخورده‌اش باید به تنهایی در برابر جامعه‌ای پر از آسیب بایستد تا آینده‌ای امن برای دختر کوچکش بسازد.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید

baranxxx 30.PDF

باران، دختری که در فقر و سایه شوم اعتیاد پدر قد کشیده است، خیلی زود با روی تاریک زندگی روبه‌رو می‌شود. او که در نوجوانی، تنها پناه و غمخوار مادر رنج‌کشیده‌اش بود، با از دست دادن او بی‌دفاع‌تر از همیشه در چنگال پدری بی‌رحم رها می‌شود. پدری که برای تأمین هزینه مواد مخدر، باران شانزده‌ساله را در ازای مبلغی ناچیز به عقد پیرمردی به نام حاج‌رضا درمی‌آورد و او را ناغافل از دنیای کودکی به دنیای پر از رنج زنانگی پرتاب می‌کند. اما برخلاف تصور، حاج‌رضا مردی مهربان و مؤمن است که مرهمی بر زخم‌های کهنه روح باران می‌شود و آرامشی بی‌سابقه را به همراه دختری به نام دنیا به او می‌بخشد. با این حال، دست بی‌رحم روزگار این دلخوشی کوچک را نیز تاب نمی‌آورد و با مرگ همسر، باران بار دیگر در دل طوفان بی‌کسی و فقر تنها می‌ماند. اکنون او زنی جوان و بیوه‌ است که باید برای محافظت از دختر کوچکش در برابر نگاه‌های سنگین و پیشنهادهای بی‌شرمانه‌ی جامعه‌ای ناامن، به تنهایی مبارزه کند. آیا باران می‌تواند در این مسیر دشوار، پناهگاهی امن برای خود و دنیا بسازد یا تسلیم سرنوشت شوم گذشته خواهد شد؟

1
به یاد نداشت که چتر محبت پدرانه‌ای بر آسمان کودکی او سایه انداخته باشد، نه این که از داشتنش محروم باشد بلکه بود و نبودش با هم تفاوتی نداشت، حالا هم که پس از مدت‌ها چهره پدرش را به یاد می‌آورد ذهنش آشفته می‌شد. حلقه‌های سیاه پای چشمانش، دست‌های لرزان و پاهای ناتوانش، لباس‌هایی که از فرط گشادی به تنش زار می‌زدند، سر و وضع پریشانش همه حکایت از این داشت که او به خودش هم رحم نکرده است. اعتیاد همچون خوره‌ای به جانش افتاده و داشتن چهار بچه برای او که به نان شب هم محتاج بود تراژدی زندگیش را کامل می‌کرد.
2
باران تنها کسی بود که حکایت با لباس سفید به خانه شوهر رفتن و با کفن سفید بیرون آمدن درباره‌اش مصداق نداشت؛ زیرا با لباس سیاه به خانه حاج‌رضا رفت و با لباس سیاه هم بیرون آمد. پس از آن باران ماند و سنگی سخت و سرد که ساعت‌ها و روزها شاهد خاموش اشک‌ها و آه‌های فرو خورده‌اش بود؛ هنوز هم پس از ماه‌ها رفتنش را باور نداشت. دوباره اشک‌هایش را با پشت دست پاک کرد؛ این اشک‌ها دیگر همدم روزها و شب‌های بی‌کسی او بودند.

نویسنده
فرناز سیادت
ناشر
علی
شابک
9789641930860
قطع
رقعی
سال انتشار
1390
تیراژ
200 جلد
نوبت چاپ
سوم
میزان فروش تا کنون
3200 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
540 گرم
تعداد صفحات
536 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...