هر چه سریعتر به خانه برگرد

از {{model.count}}
300,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

روایت دختری به نام مهلا که پس از جدال لفظی و درگیری با خواهرش مژده، با ترک ناگهانی خانه توسط او و پیامدهای غربت، تنهایی و صمیمیت آسیب‌دیده با هم مواجه می‌شود.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

khanebgd.PDF

داستان با تمرکز بر روابط پیچیده و خواهرانهٔ مهلا و مژده، کشمکش‌های عاطفی، تنهایی در کلان‌شهر تهران و چالش‌های دوران دانشجویی و استقلال را به تصویر می‌کشد. با قلمی ملموس و فضاسازی عمیق، اثر به بررسی دغدغه‌های روحی، آسیب‌پذیری انسان و تقابل میان سکوت و گفت‌وگو می‌پردازد. لحن صادقانه و شخصیت‌پردازی ملموس، این کتاب را به گزینه‌ای جذاب برای علاقه‌مندان به رمان‌های اجتماعی و روان‌شناختی تبدیل کرده است.

* برش اول:
«بگذار تا همه بدانند ما هستیم، هنوز مانده‌ایم و بی‌هم بودن را عاشق نشده‌ایم و هنوز هم با چشم‌های هم و از چشم‌های هم می‌بینیم. به دست‌های هم عجیب اعتقاد داریم و این همه بودن و ماندن را به تو مدیونم... کافی است اگر بدانی این چشم‌های بعد از تو، اشک را زیسته‌اند.»
* برش دوم:
«جا به جا ابرهای سپید و خاکستری بی بخارِ بی باران دیده می‌شدند. گفتم کجاست آن خورشید جهان‌افروزتان؟ با شمایم خدای آسمان، خدای آسمان حق با شماست اگر ما را فراموش کرده باشید. محض گریه می‌گویم که مدت‌هاست هیچ بارانی این زمین و هوای مکدر را لمس نمی‌کند.»

نویسنده
مرتضی عبدی
ناشر
آرینا
شابک
9786006893150
قطع
رقعی
سال انتشار
1393
تیراژ
1000 جلد
نوبت چاپ
اول
میزان فروش تا کنون
1000 جلد
نوع کاغذ
سفید/ تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
400 گرم
تعداد صفحات
384 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...