روانشناسی جوان که از سیزدهسالگی به تنهایی پسرش را بزرگ کرده است، با بیدار شدن سایههای شوم گذشتهای تاریک روبهرو میشود که قصد دارند تنها دلیل زندگیاش را از او بگیرند.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
darogm~1.PDF
دادیار آذر، روانشناس سی و یک ساله و موفقی است که در ظاهر زندگی آرام و باثباتی دارد. اما در پس این نقاب، مردی زخمخورده پنهان شده که از سیزدهسالگی بار سنگین پدر بودن را به تنهایی به دوش کشیده است. تمام دنیای دادیار در پسر هفدهساله و پرجنبوجوشش، آکام، خلاصه میشود و او برای محافظت از تنها بهانه زندگیاش، دوری از گذشته را انتخاب کرده است. با وجود تلاشهای بیوقفه دادیار برای فرار از خاطرات تاریک و مدفون شده در خراسان، یک تماس تلفنی ناشناس و در پی آن حضور ناگهانی غریبهای مربوط به گذشته در خانهاش، لرزه بر ستونهای دنیای امن او میاندازد. در این میان، ورود دانشجوی جوانی به نام ریرا به عنوان کارآموز به مطب دادیار نیز فصل جدیدی در روزمرگیهای او باز میکند. اکنون دادیار که سالهاست خود واقعیاش را از یاد برده، باید برای حفظ یگانه داراییاش با تمام توان بجنگد. آیا او میتواند در برابر طوفانی که قصد ویرانی آشیانهاش را دارد مقاومت کند، یا سایههای شوم گذشته بالاخره او و پسرش را در کام خود فرو خواهند برد؟
* «سالهای درازی غرق خود بودم مرداب بودن را تمرین میکردم تا نیلوفری بر کالبد ساكن من سبز شود گل دهد و ماندگار شود، اما محال بود. گرچه سطح من صاف و صیقلی است اما درونی پر از آشفتگی دارم، و آشفتگی مرا داروگ میفهمد؛ داروگی که به امید آمدن باران بر تنه ی خشکیده ی درختی چنبره زده است و سالهاست کویر مرا با چشم خود تماشا میکند.»
* «او نجنگیده بود که بخواهد شکست را سرلوحه ی زندگی اش کند. از مرد یا شاید هم کودک گذشته هیچ باقی نمانده بود. اوی این روزها مردی دگرگون از روزهای قدیم بود. دادیار امروز در ظاهر آرام بود اما به وقتش لباس گرگ بر تن می کرد و بر تن هرکس که قصد داشت به زندگی اش نزدیک شود زخم می زد و او را پس میراند.»
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید