حوالی هیچستان

از {{model.count}}
546,000 تومان
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
کمی صبر کنید...

بازگشت پسر مغرور یک سیاستمدار قدرتمند برای تصاحب میراث پدر، او را ناخواسته وارد یک بازی انتقام‌جویانه و پرخطر با دختری می‌کند که سال‌ها پیش بیشترین کینه را از او در دل داشت.


محصولات مرتبط

برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید

hiches.PDF

«آهیل افخم»، پسر مغرور و تجمل‌گرای یک چهره برجسته سیاسی، پس از سال‌ها دوری و پشت سر گذاشتن حوادثی تلخ، برای سرکشی به امپراتوری به جا مانده از پدر تازه‌درگذشته‌اش به ایران بازمى‌گردد. او که کینه‌ای عمیق از همسر صیغه‌ای پدرش و دختر او، «طنین»، در سینه دارد، در همان روزهای ابتدایی بازگشتش با دختری زیبا و جسور بر سر مزار پدرش روبه‌رو می‌شود که با نفرتی آشکار مرگ آن مرد را جشن گرفته است. آهیل که مجذوب جسارت و زیبایی خیره‌کننده دختر شده، بدون آنکه هویت واقعی او را بشناسد، وارد یک بازی خطرناک و پر از وسوسه با او می‌شود. اما طنین که از سال‌ها زندگی در سایه وحشت و کینه‌های این خانواده به ستوه آمده، با پنهان کردن نام واقعی‌اش پشت نقاب «رها»، قصد دارد تا انتقام تمام روزهای تلخ گذشته را از این پسر مغرور بگیرد. غافل از اینکه سرنوشت و بازی‌های پیچیده قدرت، خیلی زود دست هر دوی آن‌ها را در موقعیتی غیرقابل پیش‌بینی رو می‌کند. رویارویی غیرمنتظره آهیل با طنین در مدرسه‌ای که تحت مدیریت اوست، پرده از این راز بزرگ برمی‌دارد و طوفانی از احساسات متناقض را بیدار می‌کند. آیا آهیل می‌تواند از کینه دیرینه‌اش بگذرد، یا این بازی انتقام‌جویانه هر دوی آن‌ها را در آتشی که خود برافروخته‌اند خاکستر خواهد کرد؟

حالا می‌توانست صورت طنین را درست ببیند؛ پوستش از شدت خوب بودن برق می‌زد. چشم‌های سبزش به طرز خیلی زیبایی آرایش شده بود، نه از آن آرایش‌هایی که دلت را می‌زند، از آن‌هایی که تا دقت نکنی متوجه‌اش نمی‌شوی و عجیب به دلت می‌نشیند. موهای لخت و زیتونی‌اش را بی‌قید و بند دورش ریخته بود و شال از سر افتاده‌اش زیبایی موهایش را بیشتر به رخ می‌کشید.


2

عصایی مشکی طلایی، برخلاف آن سفیدی که دیروز در دست داشت، قبل از خودش وارد اتاق شد. صد البته که همان عصا به تنهایی برای مفقود کردن تک‌تک علائم حیاتش بس بود، اما بوی لالیک مردانه‌اش هم که در اتاق پیچید، دیگر فشاری برای طنین نماند. کت و شلوار امروزش مشکی مات بود، پیراهن سفید جذب زیرش هم همان ماتی را داشت؛ دوباره منظره‌ای دیگر از دکمه‌های باز و زنجیر و ساعت طلایش.

نویسنده
بهار محمدی
ناشر
آرینا
شابک
9786227671315
قطع
رقعی
سال انتشار
1404
تیراژ
100 جلد
نوبت چاپ
دوم
میزان فروش تا کنون
200 جلد
نوع کاغذ
سفید/تحریر 70 گرم
نوع جلد
نرم(شومیز)
وزن تقریبی
370 گرم
تعداد صفحات
364 صفحه

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...