دروغ مصلحتی آذین برای فرار از خسارت یک تصادف، او را در هزارتویی از دردسر میاندازد؛ درست زمانی که عشق دوران کودکیاش پس از هشت سال برای برگزاری یک مسابقه شطرنج سرنوشتساز به ایران بازگشته است.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
batooy 30.PDF
آذین دختری پرشور و مغرور است که در سال آخر دبیرستان تحصیل میکند و مهارت بالایی در بازی شطرنج دارد. او در یک روز پاییزی و در پی یک کلکل خیابانی، با اتومبیل گرانقیمت جوانی جذاب تصادف میکند. آذین که گواهینامه رانندگی ندارد و پیش از این نیز تصادف دیگری را تجربه کرده است، برای فرار از پرداخت فوری خسارت و پنهان کردن هویت واقعی خود به عنوان راننده، دروغی مصلحتی به جوان آسیبدیده میگوید. این تصادف دردسرساز، او را مجبور میکند تا با کمک دوستان مدرسهاش نقشهای برای پنهان نگه داشتن راز خود بکشد. در همین حین، بازگشت ناگهانی ماهان، دوست صمیمی برادرش که پس از هشت سال از اروپا به ایران بازگشته است، موجی از خاطرات و هیجانات کودکی را در دل آذین بیدار میکند. ماهان که اکنون مردی ورزیده شده، یک مسابقه شطرنج با جایزهای ارزشمند ترتیب داده است و از آذین نیز برای شرکت در این رقابت دعوت میکند. تلاقی این دو رویداد مهم، یعنی معمای تصادف خیابانی و حضور دوباره ماهان در زندگی آذین، او را در مسیر اتفاقاتی پیشبینینشده قرار میدهد. آیا آذین میتواند از عواقب دروغی که گفته است فرار کند یا گذشته و حال او در نقطهای حساس به یکدیگر گره خواهند خورد؟
1
پاییز خاطره انگیز اولین نشانه های خود را به بدرقه فصل تابستان فرستاده بود. باد ملایمی همراه با تن باران چنان شور و شوقی در دلم بیدار کرد که با هیجان دستم را از شیشه اتومبیلم بیرون برده تا دانه های باران که باعث شوق درونیم شده بود را لمس کنم. گاهی اوقات خدا هم با بندگان خود عشق بازی می کند؛ مثل الان که هنوز در ماه اول پاییز هستیم و تب تابستان روی پوستمان است، اما هوا این همه تغییر کرده است.
2
چنان رنگم پریده بود که احساس کردم خونی زیر پوستم جریان ندارد و این را از سفیدی و سردی دستانم فهمیدم. ماهان هیچ تغییری نکرده بود، چشمان سبز و قدی بلند داشت، فقط چهارشانه و ورزیده تر شده بود با موهایی بلند که تا روی شانه هایش میرسید و جذابیتش را بیشتر میکرد.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید