نادیا برای فرار از ازدواج دندانهایش را سیاه میکند، اما خواستگار جدید و خونسردش به جای فرار، پیشنهاد یک ازدواج صوری زیر یک سقف را به او میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب فایل زیر را دانلود کنید
edrisxxx 30.PDF
رمان ادریس روایتی جذاب از تقابل استقلالطلبی و قراردادهای سنتی است. نادیا، دختر جوان و سرکشی است که برای فرار از زیر بار مسئولیتهای زندگی مشترک و حفظ آزادیهای دوران مجردی، به هر ترفندی دست میزند. او با سیاه کردن دندانها و رفتارهای عجیب، تلاش میکند تمام موقعیتهای ازدواج را از بین ببرد و خواستگارها را فراری دهد. اما ورود ادریس به زندگی او، تمام معادلات را بر هم میزند. ادریس، مردی جوان، مغرور و خونسرد است که به جای جا زدن در برابر ظاهرسازیهای نادیا، پیشنهادی بیسابقه و غافلگیرکننده به او میدهد. او که خود نیز تمایلی به ازدواج واقعی و از دست دادن خلوت خود ندارد، به نادیا پیشنهاد یک ازدواج صوری را میدهد تا هر دو از فشارهای خانواده رها شوند. این توافق عجیب برای زندگی زیر یک سقف اما در اتاقهای مجزا، آغازگر مسیر تازهای میشود. در حالی که نادیا تصور میکند همه چیز تنها یک بازی مصلحتی است، به مرور زمان احساسات ناشناختهای در وجودش بیدار میشود و مرز بین نقش بازی کردن و واقعیت رنگ میبازد. اکنون این پرسش مطرح میشود که آیا این ازدواج دروغین میتواند به عشقی حقیقی تبدیل شود یا پایان آن جدایی است.
1
روی تخت دراز کشیدم و به قاب عکسی که روی میز کنارمان بود نگاه کردم، ادریس با وقار تمام در کنارم ایستاده بود و به من که در لباس سفید عروس بودم با شکوه لبخند میزد. چه شب مسخره و به یاد ماندنی بود. همه خوشحال بودند و میخندیدند و من در کنار ادریس راضی بودم و برای دخترهای دیگر قیافه میگرفتم اما آنها هم نمی دانستند که این یک ازدواج دروغی است. باران سیل آسا میبارید و به شیشه می کوبید و روی آن راهی پر پیچ باز میکرد و به پایین می رفت.
2
جلوی آینه ایستادم و دستی به صورتم کشیدم و به خودم نگاه کردم. از آن نادیای متفکر و سر به هوا چیزی نمانده بود و حالا یک نادیا که قلبش را بی منطق و با نگاه باخته بود جلوی رویم ایستاده بود. این سرنوشت بود که مهر او را به دلم انداخت یا شاید رفتارهای خونسرد ادریس بود که من هم فکر میکردم مسئله مهمی نیست و تصمیم گرفتم این بازی را شروع کنم.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید