پس از مرگ مشکوک دختری جوان، خواهر طغیانگر او با کشف سرنخی هولناک از خانواده ازهمگسیختهاش میگریزد تا در تبعیدی خودخواسته، پرده از راز این جنایت شوم بردارد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب،فایل زیر را دانلود کنید
lams.PDF
نازک دختری است که در میان تنشهای همیشگی و ویرانگر خانوادهای ازهمگسیخته، تنها پناهش خواهر مهربانش نازنین است. مرگ ناگهانی و مشکوک نازنین، دنیای نازک را به تاریکی میکشاند و او را در گردابی از خشم و تنهایی رها میکند. در شرایطی که پدر و مادر غرق در اختلافات پایانناپذیر خود هستند و برادرش با رفتارهای پرخاشگرانه فضا را غیرقابلتحملتر کرده است، نازک به طور اتفاقی به ویدیویی هولناک دست مییابد که راز پنهان مرگ خواهرش را برملا میکند. این کشف تکاندهنده او را وادار میکند تا برای یافتن حقیقت و اجرای عدالت قدم در مسیری پرخطر بگذارد. نازک که دیگر تحمل فضای مسموم خانه و بیتفاوتی خانوادهاش را ندارد، با کولهباری از غم و مدارکی مرموز، به روستایی دورافتاده پناه میبرد تا نزد پدربزرگ سختگیر و سرد خود پنهان شود. اما آقابزرگ که سالها از آنها دور بوده، در ابتدا تمایلی به پذیرش این نوه سرکش ندارد. نازک در این تبعید خودخواسته، نه تنها باید با سایههای سنگین گذشته و کابوسهای از دست دادن خواهرش بجنگد، بلکه باید راهی برای رسوا کردن عاملان این جنایت خاموش پیدا کند. داستان، روایتی است پرکشش از تقابل دختری زخمخورده با جهانی بیرحم، که برای حفظ حرمت خون خواهرش از تمام وابستگیها میگذرد.
تکه اول:
بعضی از شب ها انگار از یک سال هم طولانی تر و سنگین تر می گذرند شب گذشته هم برایم طولانی تر و سنگین تر از یک سال گذشت، تمام تنم درد می کرد، به سختی غلت زدم و به اشعه های کم رمق نور خورشید که از پنجره به درون تابیده بود چشم دوختم این نورهای طلایی و کم رمق یک نشونه بود نشونه ی شروع یک روز تکراری
تکه دوم:
اتاق لوکس بزرگ و زیبای نازنین خالی بود خالی از هر چیزی جلو رفتم و دور تا دور اتاق را نگاه کردم قلبم به درد آمد با اولین نگاه، گرد و خاک زیاد روی وسایل اتاق به چشم می آمد حس بدی داشتم جلو رفتم و باز هم تا به تخت او رسیدم
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید