وقتی دختری روزنامهنگار برای نجات خانوادهاش از فقر میجنگد، بلندپروازیهای خطرناک برادرش و ورود یک غریبه مرموز، او را در برابر سیاهترین حقایق جامعه و یک انتخاب سرنوشتساز قرار میدهد.
محصولات مرتبط
برای مطالعه بخشی از کتاب، فایل زیر را دانلود کنید
siyahz 30.PDF
الهه دختری مغرور، سختکوش و خودساخته است که در خانهای قدیمی در محلهای فقیرنشین در جنوب تهران زندگی میکند. او که در کودکی شاهد رنجها و کار طاقتفرسای مادرش در خانههای مردم بوده، اکنون با کار مداوم در دفتر یک مجله، بار مسئولیت خانواده را به دوش میکشد تا آیندهای روشنتر بسازد. الهه با تلاش فراوان توانسته است روی پای خود بایستد و چرخ زندگی را بچرخاند، اما سایه فقر و جاهطلبیهای خام، خانواده او را رها نمیکند. مسعود، برادر بیخیال و بلندپرواز الهه، در رویای ثروتمند شدن یکشبه، با جوان غریبه و مرموزی به نام حبیب آشنا میشود که وعده تجارتی بزرگ و پول فراوان را به او میدهد. همزمان، الهه از سوی مدیر مجله مامور میشود تا مجموعهای از گزارشهای تکاندهنده را درباره زنان زندانی و قربانیان مواد مخدر تهیه کند؛ ماموریتی که او را با چهرهای تاریک از سرنوشت روبهرو میسازد. در حالی که الهه در تلاش است تا پرده از سیاهیهای جامعه بردارد، خطری خاموش در حال نزدیک شدن به حریم امن خانواده اوست. آیا الهه میتواند با اراده پولادینش، خانوادهاش را از سقوط در گردابی که مسعود در حال نزدیک شدن به آن است نجات دهد، یا سیاهی سرنوشت قدرتمندتر از تلاشهای او خواهد بود؟
همیشه آخرین نفری که به خواب میرفت الهه بود عادت داشت همیشه تا دیر وقت بیدار میماند و فکر میکرد به زندگیش می اندیشید، به این که هر بامداد باید از نو به شکار روزی خود برود و خسته و گرسنه باز به خانه باز گردد.
الهه همیشه اولین نفر بود که وارد دفتر میشد همه کارمندان به وجود پرکار و ساکت او عادت کرده بودند همیشه هر کس وارد دفتر میشد او را نشسته پشت میزش میدید که مشغول کار است هیچ وقت غیبت یا دیر کردن او را ندیده بودند همه به وجود باهوش و پرکار با غروری سرد در چهره گرفته اش عادت داشتند.
02166491876- 02166491295
دیدگاه خود را بنویسید